سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
310
تاريخ ايران ( فارسى )
وقايع نگار معروف كه يك ايرانى را كه ملبس به لباس گرانبهائى بوده و تزئينآلات ديگرى نيز داشت و قدم ميزد ملاقات كرده بود بسيار خوشش آمده سطور زير را در دفتر وقايع روزانهء خود ثبت نموده است « 18 اكتبر 1666 - براى دربار اعليحضرت نخستين بار لباس موقر و مجلل شرقى پوشيدند و يقهء دوبل آهارى و بندها و جبه را بيك نوع لباس برازندهء مطابق مد ايرانى تغيير دادند با كمربند و يا تسمهها و بندهاى كفش و زانوبندها توى قلابهائى كه پارهاى از آن با جواهرهاى گرانبها مرصع بودند . اعليحضرت قصد دارند پيوسته اين نوع لباس بپوشند و مد فرانسوى را براى هميشه ترك كنند ، مدى كه با هزينه و زحمت زياد فراهم شده بود ، بسيارى از درباريان و اشراف مبالغى زر با عليحضرت بعنوان شرطبندى تقديم كردند كه در تصميم خود اصرار نورزد ، من نيز هنگامى پيش از اين بر ضد آن بىثباتى و ديگر مد جالب توجه فرانسوى خودمان با عليحضرت توبيخ كردم و در ضمن فرصتى بدست آورده از برازندگى و سودمندى لباسهاى ايرانى بطريقى كه اكنون اعليحضرت پوشيدهاند شرحى بيان نمودم و عنوان اين رساله را - « ستمگرى يا مد » نام نهادم و براى مطالعهء شاه فرستادم . تغييرى كه به زودى واقع شد من به اين مقاله نسبت نميدهم بلكه اين موضوعى است كه لازم دانستم آن را تذكر بدهم » . لوئى چهاردهم در اين قسمت كه آن را گوئى يك كار بيربط و بىتناسبى ميدانست خشمناك بوده است ، چنان كه از روى كتاب معتبر پپيس معلوم مىشود كه او اين مد جديد را مورد اهانت قرار داده و همان لباسهاى آهاردار با زرقوبرق خويش را ميپوشيد و بدرباريان خود امر داد كه از وى متابعت كنند ، ولى اين به نظر چارلز خيلى ناپسند بوده كه لباس جديد دربارى را مانند يك آجر داغ ( كه ضرب المثل است ) از دست رها كرده دورش انداخت .